مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

784

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> كسى كه هدايت پيدا نمىكند مگر آن كه هدايت شود . ونيز فرموده : « وزادهُ بسطةً في العلم والجسم » ؛ يعنى : كسى كه گسترش علمي وجسمي به أو داده است . وهمچنين فرمود : « كسى كه حظ ونصيبي از علم داشته باشد . » پيامبر هم فرموده : « هيچ‌گاه أمور أمتي را كسى به دست نمىگيرد ، در حالي كه اعلم از أو در ميان آنان باشد ، مگر اين كه دائماً أمور آن‌ها رو به عقب مىرود ، تا آن كه باز گردند به آنچه كه رها كرده‌اند يعنى ولايت . » « پس ولايت غير از فرمانروايى بر أمت است . » دليل بر دروغ وباطل وفجور آن‌ها اين است كه آنان به دستور رسول خدا تسليم شدند وفرمانروايى مرا نسبت به مؤمنين قبول كردند . همين دليل است بر عليه آن‌ها ومخصوصاً بر تو وهمين شخصي كه با تو است يعنى زبير وبر همهء أمت وبر سعد وابن عوف ، واين خليفهء قائم شما يعنى عثمان . ما گروه شش نفرى شورا كه عمر تعيين كرد همه‌مان زنده‌ايم . اگر عمر واصحابش آن حديث را به راستى به پيامبر نسبت مىدادند ، پس براي چه مرا در شورا قرار داد ؟ آيا براي خلافت ما را در شورا قرار داد يا براي غير خلافت . اگر مىگوييد براي غير خلافت وامارت قرار داد ، پس عثمان حق فرمانروايى ندارد وبايد دربارهء موضوع ديگر غير از خلافت شورا تشكيل مىداديم . زيرا بنا بر اين عمر به ما فرمان داده كه دربارهء غير خلافت مشورت كنيم ، اگر شورا دربارهء خلافت بود پس چرا مرا هم داخل شورا نمود ، وچرا مرا اخراج نكرد ، در حالي كه عمر ادعا مىكرد كه پيامبر اهل‌بيت خود را از خلافت خارج ساخته وخبر داده كه اهل‌بيتش نصيبي در آن ندارند . علي عليه السلام در ادامهء كلامش چنين فرمود : « چرا عمر ، هنگامى كه ما را يكى يكى فرا خواند به فرزندش عبداللَّه گفت : ( پسر عمر در آن‌جا نشسته بود كه علي عليه السلام فرمود : هان أو در اين‌جا است ، تورا به خدا قسم مىدهم كه بگويى وقتي ما بيرون رفتيم پدرت به تو چه گفت ؟ عبداللَّه پاسخ داد : « حال كه مرا قسم دادى مىگويم كه أو گفت : ) اگر با أصلع 1 بنىهاشم بيعت كنند ، آنان را به جادهء روشن ونوراني هدايت مىكند وآنان را بر پايهء كتاب پروردگار وسنت پيامبرشان استوار مىكند . » سپس علي عليه السلام فرمود : « اى پسر عمر ! تو در پاسخ وى چه گفتى ؟ » عبداللَّه پاسخ داد : « به أو گفتم پس چرا اورا جانشين خود قرار نمىدهى ؟ » علي عليه السلام پرسيد : « چه پاسخى به تو داد ؟ » پسر عمر گفت : « پاسخى داد كه آن را پنهان داشته‌ام ! » علي عليه السلام فرمود : « پيامبر صلى الله عليه وآله ، آنچه أو به تو گفته وآنچه تو به أو گفته‌اى را به من خبر داده است ! » پرسيد : « چه زماني به تو خبر داده است ؟ ! » علي عليه السلام فرمود : « در زمان حياتش ونيز در شبى كه پدرت عمر مرد در خواب به من خبر داد ، هر كس پيامبر صلى الله عليه وآله را در خواب ببيند مانند آن است كه در بيدارى ديده باشد . » پسر عمر گفت : « چه خبري به تو داده است ؟ » علي عليه السلام فرمود : « تورا به خدا قسم مىدهم اى فرزند عمر ! اگر برايت گفتم تصديق كنى . » پسر عمر گفت : « ولى اگر خواستم سكوت مىكنم . » علي عليه السلام فرمود : « وقتي به أو گفتى : چرا اورا جانشين خود نمىكنى ، در پاسخ تو گفت : « به ياد آن نامه‌اى كه بين خود نوشته‌ايم وبه ياد آن پيمانى كه در حجة الوداع در خانهء كعبه بسته‌ايم ! » در اين‌جا پسر عمر ساكت شد وگفت : « تورا